در معامله تهاتری آهن، ارزش دو طرف معامله را چگونه محاسبه کنیم؟

 تهاتر زمانی می تواند جایگزین مناسبی برای خرید نقدی آهن باشد که ارزش دو طرف معامله به شکل قابل دفاع و قابل اندازه گیری تعیین شود. مسئله اصلی این نیست که یک طرف میلگرد، تیرآهن یا ورق تحویل می دهد و طرف دیگر ملک، تجهیزات، مصالح یا خدمات ارائه می کند؛ مسئله این است که آیا ارزش اقتصادی این دو تعهد واقعا با یکدیگر تناسب دارد یا خیر.

در یک معامله نقدی، قیمت محصول با پول سنجیده می شود و مقایسه نسبتا ساده است. اما در تهاتر باید ابتدا ارزش هر دو طرف معامله به یک واحد مشترک تبدیل شود. اگر ارزش فولاد براساس قیمت واقعی بازار محاسبه شود اما کالای مقابل براساس یک قیمت خوش بینانه یا غیرقابل تحقق ارزش گذاری شود، تعادل معامله از همان ابتدا از بین خواهد رفت.

به همین دلیل بهتر است پیش از تنظیم قرارداد، دو طرف روی سه موضوع به توافق برسند: ارزش دقیق محصولات یا خدمات، تاریخی که قیمت ها براساس آن محاسبه می شوند و روش تسویه اختلاف احتمالی. این سه عامل بخش زیادی از اختلافات بعدی را کاهش می دهند.

ارزش گذاری باید قبل از تحویل کالا انجام شود

اشتباه مهم این است که دو طرف ابتدا درباره اصل تهاتر توافق کنند و تعیین ارزش دقیق را به زمان تحویل موکول کنند.

در بازار فولاد قیمت ها می توانند تغییر کنند و همین موضوع ممکن است تعادل اولیه معامله را بر هم بزند. اگر کالای مقابل نیز قیمت متغیری داشته باشد، مسئله پیچیده تر خواهد شد.

برای مثال ممکن است امروز ارزش 50 تن میلگرد با یک دستگاه صنعتی برابر در نظر گرفته شود، اما یک ماه بعد قیمت میلگرد افزایش پیدا کند. اگر قرارداد مشخص نکرده باشد مبنای محاسبه کدام تاریخ است، هر طرف ممکن است قیمت متفاوتی را معتبر بداند.

بهتر است ارزش توافق شده یا فرمول تعیین آن قبل از شروع اجرای معامله ثبت شود.

اول فولاد را دقیق تعریف کنید

برای ارزش گذاری فولاد، فقط نوشتن عبارت «میلگرد» یا «تیرآهن» کافی نیست.

کارخانه، سایز، گرید، وزن، تعداد، محل بارگیری و در بعضی محصولات ضخامت و ابعاد می توانند روی ارزش تاثیر داشته باشند.

برای مثال دو محموله تیرآهن با تعداد شاخه مشابه ممکن است به دلیل اختلاف وزن یا کارخانه، ارزش مالی یکسانی نداشته باشند.

در پروفیل نیز اختلاف ضخامت می تواند وزن و قیمت را به شکل محسوسی تغییر دهد.

بنابراین قبل از تعیین ارزش باید دقیقا مشخص شود چه محصولی موضوع تهاتر است.

بررسی نحوه انجام تهاتر در معاملات آهن و فولاد نیز نشان می دهد که قیمت روز، وزن واقعی، کیفیت، کارخانه، هزینه حمل و زمان تحویل همگی می توانند روی ارزش اقتصادی محصولات فولادی اثر بگذارند.

قیمت روز باید مرجع مشخصی داشته باشد

عبارت «قیمت روز بازار» به تنهایی ممکن است مبهم باشد.

قیمت کدام بازار؟ قیمت کدام فروشنده؟ قیمت درب کارخانه یا تحویل در پروژه؟

اگر قرار است ارزش میلگرد در روز اجرای معامله تعیین شود، بهتر است روش استخراج نرخ مشخص باشد.

برای مثال می توان توافق کرد که قیمت براساس نرخ فروش محصول مشخص در تاریخ معین تعیین شود.

در معامله های بزرگ، هرچه مبنای قیمت گذاری شفاف تر باشد، امکان اختلاف کمتر خواهد شد.

قیمت فولاد را در مقصد محاسبه کنیم یا مبدا؟

این موضوع بستگی به ساختار معامله دارد.

اگر تامین کننده فولاد مسئول تحویل محصول در پروژه است، منطقی است که هزینه حمل نیز در ارزش تعهد او دیده شود.

اگر خریدار خودش خودرو معرفی می کند و کرایه را می پردازد، ممکن است ارزش فولاد براساس محل بارگیری محاسبه شود.

مشکل زمانی ایجاد می شود که یکی از طرفین قیمت درب انبار را مبنا قرار دهد اما طرف دیگر هزینه حمل را نیز بخشی از ارزش تهاتر بداند.

بنابراین محل تحویل باید همراه با قیمت مشخص شود.

ارزش کالای مقابل را با قیمت فروش واقعی بسنجید

یکی از چالش های اصلی تهاتر زمانی ایجاد می شود که کالای مقابل بازار شفافی ندارد.

برای مثال یک طرف ممکن است تجهیزات صنعتی، مصالح دیگر یا یک دارایی خاص ارائه کند.

قیمت درج شده در آگهی یا ارزش ادعایی مالک همیشه برابر با قیمتی نیست که دارایی واقعا با آن قابل فروش است.

بهتر است ارزش گذاری براساس رقمی انجام شود که امکان تحقق آن در بازار وجود داشته باشد.

اگر کالایی روی کاغذ پنج میلیارد تومان ارزش دارد اما برای فروش واقعی آن فقط چهار میلیارد تومان پیشنهاد وجود دارد، استفاده از عدد پنج میلیارد می تواند تعادل معامله را مختل کند.

قیمت پیشنهادی را با قیمت معامله شده اشتباه نگیرید

این موضوع در دارایی هایی مانند ملک یا تجهیزات دست دوم اهمیت بیشتری دارد.

ممکن است فروشنده قیمت بالایی برای دارایی خود اعلام کند، اما این قیمت هنوز در بازار پذیرفته نشده باشد.

در تهاتر بهتر است میان «قیمت درخواستی» و «ارزش قابل معامله» تفاوت قائل شویم.

ارزش قابل معامله باید عددی باشد که هر دو طرف بتوانند منطق آن را بپذیرند.

در معاملات بزرگ ممکن است استفاده از ارزیابی تخصصی یا کارشناسی مستقل منطقی تر باشد.

نقدشوندگی بخشی از ارزش واقعی است

دو دارایی با ارزش اسمی مشابه لزوما برای طرف مقابل ارزش اقتصادی مشابهی ندارند.

یک محموله فولاد پرمصرف ممکن است به سرعت قابل فروش باشد، اما تجهیزات خاصی که فقط چند خریدار دارند شاید ماه ها برای فروش زمان نیاز داشته باشند.

اگر تامین کننده آهن کالای کم نقدشونده دریافت می کند، این موضوع می تواند در ارزش گذاری تاثیر داشته باشد.

تهاتر موفق زمانی شکل می گیرد که طرفین علاوه بر قیمت اسمی، امکان تبدیل دارایی به پول یا استفاده واقعی از آن را نیز در نظر بگیرند.

هزینه فروش دارایی مقابل را در محاسبه بیاورید

فرض کنید یک ملک، دستگاه یا کالای دیگری در مقابل فولاد ارائه می شود.

ممکن است برای فروش این دارایی هزینه هایی مانند حمل، تعمیر، انتقال یا خدمات واسطه وجود داشته باشد.

اگر تامین کننده مجبور است برای تبدیل کالای دریافتی به نقدینگی هزینه اضافی پرداخت کند، ارزش خالص آن دارایی کمتر از قیمت اسمی خواهد بود.

در تحلیل اقتصادی بهتر است ارزش خالص مورد بررسی قرار گیرد.

وضعیت فنی کالا روی ارزش اثر دارد

در تهاتر تجهیزات یا کالاهای دست دوم، وضعیت واقعی محصول اهمیت زیادی دارد.

دو دستگاه از یک مدل می توانند به دلیل میزان کارکرد، سلامت قطعات یا نیاز به تعمیر، ارزش کاملا متفاوتی داشته باشند.

همان طور که در فولاد سایز و گرید اهمیت دارند، در کالای مقابل نیز مشخصات دقیق باید ثبت شوند.

ارزش گذاری بدون بررسی وضعیت واقعی می تواند بعدا باعث اختلاف شود.

ارزش خدمات چگونه تعیین می شود؟

گاهی طرف مقابل به جای کالا، خدمات ارائه می دهد.

برای مثال اجرای بخشی از پروژه، حمل، نصب یا خدمات فنی ممکن است بخشی از تهاتر باشند.

در این شرایط باید دامنه کار، مقدار، مدت زمان و معیار تحویل خدمت مشخص شود.

عبارت «ارائه خدمات ساختمانی به ارزش دو میلیارد تومان» بسیار مبهم است.

باید معلوم باشد چه کاری، با چه حجمی و تا چه زمانی انجام خواهد شد.

بدون این جزئیات، ارزش واقعی خدمت قابل سنجش نخواهد بود.

زمان اجرای خدمات نیز روی ارزش اثر دارد

فرض کنید یک پیمانکار خدماتی را شش ماه آینده اجرا خواهد کرد اما فولاد را همین امروز دریافت می کند.

در این حالت دو طرف تعهدات خود را در زمان یکسان اجرا نمی کنند.

ریسک زمانی باید در قرارداد دیده شود.

ممکن است تامین کننده برای این فاصله نیاز به تضمین بیشتری داشته باشد یا بخشی از فولاد را همزمان با پیشرفت خدمت تحویل دهد.

این ساختار می تواند تعادل معامله را بهتر حفظ کند.

زمان قیمت گذاری را ثابت کنید

یکی از مهم ترین سوال ها این است که ارزش فولاد در چه تاریخی قطعی می شود.

تاریخ امضای قرارداد؟

تاریخ تحویل فولاد؟

تاریخ تحویل کالای مقابل؟

اگر معامله طی چند ماه اجرا می شود، این موضوع بسیار مهم خواهد شد.

بهتر است قرارداد پاسخ روشنی داشته باشد.

در غیر این صورت هر تغییر قیمت می تواند بحث جدیدی درباره ارزش معامله ایجاد کند.

قیمت ثابت چه مزیتی دارد؟

اگر طرفین در روز قرارداد ارزش هر دو طرف را قطعی کنند، مدیریت مالی ساده تر خواهد شد.

بعد از آن افزایش یا کاهش قیمت بازار لزوما مبلغ معامله را تغییر نمی دهد.

این روش قطعیت بیشتری ایجاد می کند اما ریسک نوسان را نیز بین طرفین توزیع خواهد کرد.

اگر فولاد بعدا گران شود، تامین کننده ممکن است احساس کند محصول را ارزان تر واگذار کرده است. اگر قیمت کاهش پیدا کند، وضعیت برعکس خواهد بود.

طرفین باید از ابتدا این ریسک را بپذیرند.

قیمت شناور چه مزیتی دارد؟

روش دیگر این است که قیمت در زمان هر تحویل براساس بازار محاسبه شود.

این مدل برای قراردادهای بلندمدت می تواند انعطاف بیشتری داشته باشد.

اما پیچیدگی آن بیشتر است، زیرا ارزش کالای مقابل نیز باید متناسب با همان روش قابل محاسبه باشد.

اگر فقط قیمت فولاد شناور باشد و ارزش دارایی مقابل ثابت بماند، ممکن است تعادل معامله تغییر کند.

بنابراین مکانیزم تعدیل باید برای هر دو طرف منطقی باشد.

مابه التفاوت تقریبا همیشه باید پیش بینی شود

در عمل بسیار کم پیش می آید که ارزش دو طرف معامله دقیقا برابر باشند.

فرض کنید ارزش فولاد 8.4 میلیارد تومان و ارزش کالای مقابل 7.8 میلیارد تومان تعیین شده است.

600 میلیون تومان اختلاف باقی می ماند.

این مبلغ باید چگونه تسویه شود؟

نقدی، چک، کالای اضافه یا خدمت دیگر؟

این پاسخ باید قبل از اجرای تهاتر مشخص باشد.

مابه التفاوت را به پایان معامله موکول نکنید

اگر روش تسویه اختلاف مشخص نباشد، پایان قرارداد می تواند به سخت ترین بخش معامله تبدیل شود.

یکی از طرفین ممکن است انتظار پرداخت نقدی داشته باشد و طرف دیگر پیشنهاد کالای دیگری بدهد.

بهتر است از ابتدا مشخص شود هر اختلاف تا چه مقدار نقدی پرداخت می شود و در چه تاریخی باید تسویه گردد.

این موضوع مخصوصا زمانی مهم است که قیمت ها در طول معامله تغییر می کنند.

وزن واقعی فولاد می تواند مابه التفاوت ایجاد کند

در بعضی معاملات مقدار فولاد براساس وزن تقریبی برآورد می شود.

بعد از بارگیری، باسکول ممکن است عدد کمی بیشتر یا کمتر نشان دهد.

اگر قرارداد 20 تن میلگرد را تقریبی در نظر گرفته باشد، وزن واقعی می تواند مبلغ نهایی را تغییر دهد.

بهتر است نحوه برخورد با این اختلاف از قبل مشخص شود.

برای مثال می توان تعیین کرد تسویه نهایی فولاد بر اساس وزن باسکول انجام خواهد شد.

اختلاف تعداد نیز باید بررسی شود

در تیرآهن یا سایر مقاطعی که تعداد شاخه اهمیت دارد، فقط وزن کافی نیست.

ممکن است وزن کل تقریبا درست باشد اما تعداد شاخه با سفارش تطابق نداشته باشد.

بنابراین در ارزش گذاری بهتر است واحد معامله مشخص باشد.

اگر قرارداد بر اساس وزن است، وزن ملاک خواهد بود. اگر تعداد شاخه اهمیت دارد، تعداد نیز باید در کنار وزن ثبت شود.

کارخانه می تواند ارزش معامله را تغییر دهد

میلگرد یا تیرآهن از کارخانه های مختلف ممکن است قیمت یکسانی نداشته باشند.

بنابراین اگر در میانه معامله کارخانه محصول تغییر کند، ارزش قرارداد نیز ممکن است نیاز به اصلاح داشته باشد.

فروشنده نباید بدون توافق، محصول دیگری را با همان ارزش قبلی جایگزین کند.

ابتدا باید محصول جایگزین از نظر فنی تایید شود و بعد اثر آن بر قیمت بررسی گردد.

گرید و کیفیت را بخشی از ارزش بدانید

دو محصول با وزن مشابه لزوما ارزش یکسانی ندارند.

در فولاد، گرید، استاندارد و مشخصات فنی اهمیت دارند.

در کالای مقابل نیز همین اصل برقرار است.

بنابراین ارزش گذاری نباید فقط بر اساس کیلوگرم یا تعداد انجام شود.

کالا باید همان کیفیت و مشخصاتی را داشته باشد که مبنای قیمت گذاری قرار گرفته است.

هزینه حمل فولاد با چه کسی است؟

یکی از ساده ترین موضوعات که می تواند مابه التفاوت بزرگی ایجاد کند، کرایه حمل است.

در سفارش چند صد تنی، حمل می تواند مبلغ قابل توجهی باشد.

قرارداد باید مشخص کند آیا ارزش فولاد شامل تحویل در پروژه است یا محصول در محل بارگیری تحویل داده می شود.

همین موضوع درباره کالای مقابل نیز وجود دارد.

اگر هر دو طرف کالا تحویل می دهند، باید هزینه حمل هر دو جریان مشخص باشد.

بارگیری و تخلیه را فراموش نکنید

هزینه لجستیک فقط کرایه خودرو نیست.

ممکن است برای بارگیری یا تخلیه جرثقیل، لیفتراک یا تجهیزات دیگری نیاز باشد.

اگر این هزینه ها بر عهده یکی از طرفین هستند باید قبل از ارزش گذاری مشخص شوند.

در غیر این صورت مبلغ واقعی معامله با چیزی که روی کاغذ نوشته شده متفاوت خواهد بود.

معامله چند مرحله ای ارزش گذاری دقیق تری می خواهد

در تهاتر بزرگ ممکن است فولاد و کالای مقابل در چند مرحله تحویل داده شوند.

در این شرایط بهتر است برای هر مرحله ارزش مشخصی وجود داشته باشد.

برای مثال مرحله اول شامل 20 تن میلگرد به ارزش مشخص و در مقابل بخش معینی از کالای دیگر باشد.

این ساختار باعث می شود بعد از هر مرحله بتوان مانده حساب را محاسبه کرد.

اگر فقط یک مبلغ کل وجود داشته باشد، کنترل پیشرفت قرارداد دشوارتر خواهد شد.

بعد از هر مرحله صورت وضعیت تهیه کنید

در معامله طولانی بهتر است پس از هر تحویل مشخص شود هر طرف چه مقدار از تعهد خود را انجام داده است.

وزن یا مقدار فولاد، ارزش آن، کالای مقابل و مابه التفاوت در یک صورت وضعیت ثبت شوند.

به این ترتیب مانده قرارداد در هر زمان روشن خواهد بود.

این کار از اختلاف در پایان معامله جلوگیری می کند.

تهاتر نباید حسابداری را مبهم کند

گاهی چون وجه نقد کمتری رد و بدل می شود، معامله به شکل غیررسمی مدیریت می شود.

این رویکرد می تواند بعدا برای واحد مالی مشکل ایجاد کند.

ارزش هر دو طرف باید مشخص باشد و اسناد مربوط به تحویل و ارزش گذاری نگهداری شوند.

برای نحوه ثبت حسابداری، مالیاتی و اسناد مورد نیاز نیز بهتر است پیش از اجرای معامله با متخصص مربوط بررسی انجام شود.

ارزش گذاری باید برای شخص ثالث هم قابل فهم باشد

یک روش خوب برای سنجش کیفیت توافق این است که تصور کنید فردی که در مذاکره حضور نداشته قرارداد را بررسی می کند.

آیا می تواند بفهمد فولاد چقدر ارزش داشته است؟

آیا مشخص است کالای مقابل چگونه قیمت گذاری شده؟

آیا مابه التفاوت قابل محاسبه است؟

اگر پاسخ منفی باشد، معامله هنوز بیش از حد به توافق شفاهی وابسته است.

قرارداد خوب باید منطق ارزش گذاری را قابل بازسازی کند.

از چند استعلام برای فولاد استفاده کنید

اگر مبلغ معامله بالا است، بهتر است ارزش فولاد فقط براساس یک پیشنهاد تعیین نشود.

چند استعلام همزمان می توانند محدوده واقعی بازار را بهتر نشان دهند.

البته باید پیشنهادها قابل مقایسه باشند.

کارخانه، سایز، گرید، محل بارگیری و شرایط پرداخت باید مشابه باشند.

در غیر این صورت اختلاف قیمت ممکن است ناشی از تفاوت محصول باشد، نه تفاوت فروشنده.

برای کالای مقابل نیز همین کار را انجام دهید

اصل مقایسه فقط برای فولاد نیست.

اگر تجهیز، مصالح یا دارایی دیگری موضوع تهاتر است، ارزش آن نیز باید از چند منبع قابل بررسی باشد.

هرچه دارایی خاص تر باشد، نیاز به ارزیابی دقیق تر افزایش پیدا می کند.

اتکا به عددی که فقط صاحب کالا اعلام کرده است، مبنای مناسبی برای معامله بزرگ نیست.

تخفیف نقدی را در ارزش گذاری وارد کنیم؟

این موضوع باید از قبل روشن شود.

ممکن است فولاد در خرید نقدی قیمت مشخصی داشته باشد اما تامین کننده در تهاتر ارزش دیگری برای آن در نظر بگیرد.

دلیل آن می تواند هزینه نقدشوندگی کالای مقابل یا ریسک بیشتر معامله باشد.

این تفاوت ذاتا به معنی نامناسب بودن معامله نیست، اما باید شفاف باشد.

خریدار باید بداند اگر نقدی خرید می کرد چه مبلغی می پرداخت و در تهاتر عملا چه ارزشی واگذار می کند.

تهاتر را با سناریوی نقدی مقایسه کنید

قبل از امضای قرارداد، یک محاسبه ساده انجام دهید.

اگر کالای مقابل را جداگانه می فروختید و بعد فولاد را نقدی می خریدید، نتیجه چه بود؟

اگر تهاتر هزینه و زمان کمتری دارد، مزیت اقتصادی آن روشن تر می شود.

اما اگر در معامله تهاتری دارایی با تخفیف سنگین پذیرفته می شود و فولاد نیز با قیمت بالاتر ارزش گذاری شده است، شاید فروش مستقل و خرید نقدی گزینه بهتری باشد.

فقط نبود نقدینگی را دلیل کافی ندانید

تهاتر می تواند فشار نقدینگی را کم کند، اما نباید هر معامله تهاتری فقط به همین دلیل پذیرفته شود.

اگر ارزش گذاری نامناسب باشد، پروژه ممکن است دارایی بسیار بیشتری از ارزش فولاد واگذار کند.

مدیریت نقدینگی زمانی مزیت است که هزینه آن نیز منطقی باشد.

بنابراین پروژه باید بداند برای حفظ نقدینگی چه مقدار هزینه اضافی می پردازد.

اعتبار طرف مقابل روی ارزش واقعی معامله اثر دارد

فرض کنید یک طرف قرار است خدماتی را در آینده ارائه کند.

اگر سابقه و توان اجرای او مشخص نباشد، ارزش اقتصادی این تعهد با خدمت نقد و انجام شده یکسان نیست.

همین موضوع درباره کالایی که قرار است در آینده تامین شود نیز وجود دارد.

در تهاتر، اعتبار طرف مقابل اهمیت بیشتری پیدا می کند زیرا بخشی از ارزش معامله ممکن است هنوز تحویل نشده باشد.

تضمین اجرای تعهد را جدا از ارزش بررسی کنید

حتی اگر ارزش ها کاملا منصفانه باشند، هنوز خطر عدم اجرای تعهد وجود دارد.

به همین دلیل قرارداد باید مشخص کند اگر یکی از طرفین کالا یا خدمت خود را تحویل نداد چه اتفاقی خواهد افتاد.

موضوعاتی مانند تضمین، خسارت، توقف مراحل بعدی یا نحوه پایان قرارداد باید متناسب با معامله بررسی شوند.

در قراردادهای بزرگ بهتر است این بخش توسط متخصص حقوقی بررسی شود.

شرایط رد کالا را مشخص کنید

اگر فولاد تحویل شده با مشخصات مورد توافق هماهنگ نباشد، آیا خریدار موظف به پذیرش است؟

در سمت مقابل اگر کالای تهاتری کیفیت توافق شده را نداشته باشد چه اتفاقی می افتد؟

معیار کنترل باید از قبل مشخص باشد.

نباید بعد از تحویل تازه درباره کیفیت قابل قبول مذاکره شود.

اسناد تحویل بخشی از تسویه هستند

هر بار که کالا یا خدمتی ارائه می شود، تحویل باید ثبت شود.

در فولاد بارنامه، باسکول و رسید تحویل می توانند اهمیت داشته باشند.

در کالای مقابل نیز سند دریافت، تعداد، مشخصات یا تایید انجام خدمت باید وجود داشته باشد.

بدون اسناد تحویل، محاسبه مانده تعهد دشوار خواهد شد.

در پایان معامله صورت حساب نهایی تهیه کنید

پس از انجام تمام مراحل باید ارزش واقعی کالاهای تحویل شده کنار هم قرار گیرد.

مقدار فولاد، وزن واقعی، ارزش کالای مقابل، پرداخت های نقدی و مابه التفاوت باید در یک صورت حساب نهایی ثبت شوند.

اگر هیچ مانده ای وجود ندارد، تسویه کامل نیز بهتر است مکتوب باشد.

این کار مانع ایجاد اختلاف درباره بدهی های باقی مانده خواهد شد.

یک مثال ساده از ارزش گذاری تهاتر

فرض کنید پروژه به 100 تن میلگرد نیاز دارد و ارزش آن براساس شرایط توافق 5 میلیارد تومان تعیین شده است.

پروژه در مقابل تجهیزاتی ارائه می دهد که ارزش واقعی قابل معامله آنها 4.4 میلیارد تومان محاسبه شده است.

در این حالت 600 میلیون تومان مابه التفاوت وجود دارد.

اگر قرارداد مشخص کند این مبلغ همزمان با تحویل آخرین محموله فولاد به صورت نقدی پرداخت می شود، ساختار معامله روشن خواهد بود.

اما اگر فقط نوشته شود «باقی مانده بعدا توافق می شود»، بخش مهمی از قرارداد مبهم باقی می ماند.

اگر قیمت میلگرد تغییر کند چه می شود؟

در همان مثال فرض کنید تحویل فولاد طی دو ماه انجام می شود.

اگر قرارداد قیمت را در روز امضا ثابت کرده باشد، افزایش یا کاهش بعدی بازار لزوما ارزش توافق را تغییر نمی دهد.

اما اگر نرخ هر مرحله براساس قیمت روز تحویل محاسبه شود، ارزش 100 تن ممکن است تغییر کند.

در این حالت مابه التفاوت نیز باید دوباره محاسبه شود.

پس روش قیمت گذاری مستقیما بر تسویه نهایی اثر دارد.

چه زمانی ارزش گذاری مستقل اهمیت بیشتری دارد؟

هرچه مبلغ معامله بیشتر و کالای مقابل خاص تر باشد، استفاده از ارزیابی مستقل اهمیت بیشتری پیدا می کند.

برای فولاد، بازار نسبتا شفافی وجود دارد اما برای ملک، تجهیزات خاص، خدمات پیچیده یا دارایی های غیرمعمول ممکن است اختلاف نظر بیشتر باشد.

یک ارزیابی قابل دفاع می تواند از مذاکره های طولانی و اختلاف های بعدی جلوگیری کند.

جمع بندی

مهم ترین بخش یک معامله تهاتری در بازار فولاد، تعیین ارزش واقعی دو طرف است. اگر این مرحله دقیق انجام نشود، حتی قرارداد و تحویل منظم نیز نمی توانند عدم تعادل اقتصادی معامله را جبران کنند.

برای فولاد باید نوع محصول، کارخانه، گرید، وزن، قیمت مبنا، محل تحویل و هزینه حمل مشخص باشند. در طرف دیگر نیز ارزش کالا یا خدمت باید براساس شرایط واقعی بازار، کیفیت، نقدشوندگی و زمان تحویل تعیین شود.

مابه التفاوت نیز نباید به پایان معامله موکول شود. روش تسویه، زمان پرداخت و اثر تغییر قیمت باید از ابتدا روشن باشند.

در نهایت یک تهاتر موفق زمانی شکل می گیرد که هر دو طرف بتوانند ارزش چیزی را که می دهند و چیزی را که دریافت می کنند با عدد، سند و مبنای مشخص توضیح دهند. هرچه این محاسبه شفاف تر باشد، معامله از یک توافق مبهم کالا به کالا به یک قرارداد تجاری قابل مدیریت تبدیل خواهد شد.

در معاملات با ارزش بالا یا ساختار پیچیده، بررسی جنبه های حقوقی، مالی و حسابداری قرارداد توسط متخصصان مربوط پیش از اجرا اهمیت زیادی دارد.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

آلیاژ ورشو چیست و از چه موادی ساخته شده است؟

تولید کنندگان برتر میلگرد ایران

نحوه شکایت از ساخت و ساز همسایه؛ راهنمای حقوقی و قانونی